نقاش کوچولی من

باسلام

ملودی زیبای من از اینکه تو را در کنارم دارم واقعا خوشحالم و خدای مهربانم را سپاس می گویم به خاطر این نعمت بزرگی که به ما ارزانی داشت .

بهترین ، سخت ترین، زیباترین و پرمسئولیت ترین نعمت خداوند . از اینکه روزهایم در کنار تو سپری می شود خوشنودم از اینکه حتی در روزهای مریضی باز هم به عشق تو از رختخواب بلند می شوم خوشنودم از اینکه در اوج خستگی روزانه وقتی برای خوابیدن می رویم و تو به من می گویی که بیا با هم حرف بزنیم، مامانی کتاب لالایی را برای من بخون و خلاصه تا موقعی که اون چشمای زیبا به خواب ناز فرو بره حدودا یک ساعتی طول می کشه باز هم لذت می برم . قلب

تک تک لحظات در کنار تو بودن برای من و بابایی خاطره است از بازیها و قهقهه های از ته دلت تا بداخلاقی و قهرهای کوتاه مدتت خاطراتی که در ذهنمان ماندگار می شود تا آخر عمر . ماچ

عاشق اون خنده های از ته دلتم

گاهی با خود فکر می کنم این همه از خودگذشتگی، صبوری و فداکاری در کجای وجود من به صورت نهفته موجود بود که با حضور تو شکوفا شد.بغل

من و بابایی نهایت سعی و تلاشمون را می کنیم تا تو در آسایش و راحتی کامل زندگی کنی ولی با توجه به شرایط و محیط زندگیمون نمی تونیم اون چیزی که تو واقعا بهش نیاز داری را برات مهیا کنیم به علت بدی شرایط آب و هوا این چندماه تابستون خیلی تنها بودی، بیشتر اوقات را مجبور بودیم توی خونه بمونیم و تو خودت را با نقاشی کشیدن و تماشای تلویزیون و cd مشغول می کردی و نتونستی اون طور که باید از انرژی درونیت استفاده کنی و به فعالیت و جست وخیز کودکانه که عشق تمامی بچه هاست برسی از این بابت واقعا متاسفام  ولی بهت قول می دم با خوب شدن هوا تمام کاستی های دوران تابستان را برای تو زیباترین جبران کنیم قول می دم از اون قولهایی که با انگشت به هم می دیم . لبخند

اینو برات نوشتم که وقتی بزرگ شدی بدونی که دغدقه های ذهن یه مامان تا کجاها می تونه باشه که حتی برای تفریح کردن تو هم غصه بخوره ولی اینو بدون من و بابایی تا اونجایی که امکانات شهر اجازه می ده برای تو همه کاری می کنیم و سعی ما فقط خوشحال دیدن توست.

نمی دونم چرا یه دفعه این چیزها را نوشتم انگار حس درونی ام یکدفعه فعال شد .

حالا میرم سر کارهای پرنسس زیبای خونمون که تازگیها بسیار هنرمند شده و دیگه نقاشی های معنی دار می کشه و هر چیزی که می کشه سمبل یه چیزی تو ذهن خودشه. تشویق

عاشق رنگ آمیزیه و آنقدر با دقت رنگ می کنه و سعی می کنه اصلا از خطوط بیرون نزنه و  بهترین چیزی که تازگیها نظرش را جلب می کنه وسایل نقاشیه .ماچ

بزرگترین دغدغه ذهنیش اینه که عروس نشه از عروس شدن اصلا و ابدا خوشش نمی یاد و دائما در حال یادآوری به من و بابایی هست که من نمی خوام عروس بشم چون اونوقت باید از پیش شما برم یه خونه دیگه و خیلی جدی بعض می کنه که انگار همین الان خواستگار اومده ببرتش . خیال باطلخیلی موضوع جالبیه حالا راجع به این موضوع چه تصور ذهنی داره نمی دونم ولی امیدوارم در بزرگی هم روی حرفش بمونه.چشمک

در ضمن تصویر زیر عکس یه عروس است

/ 6 نظر / 12 بازدید
سپیده عمه آریانا

فدای نقاش کوچولوی نازم بشم من . البهی همیشه شاد و سلامت باشی ملودی قشنگم . عکسها متاسفانه برام باز نشدند . بووووووووووووووووووووووووووووس به روی ماه ملودی نازم[ماچ][بغل][قلب][گل]

سانی مامی شادیسا

دقیقا همینطوره. این صبوری و فداکاری مادرانه انگار در وجود همه ی دخترها و زنها به صورت بالقوه وجود داره و وقتی که یه فرشته ی ناز میاد توی بغلشون به شکل بالفعل در میاد! عزیز دلمممممممممم باریکلا به این نقاش کوچولو[دست] اتفاقا من دیشب داشتم فکر میکردم کاش شادیسا بزرگتر که بشه عاشق نقاشی و مداد رنگی باشه.

فافا

دوست جونم قالبٍ نو مبارک.... مادر شدن هدیه ی بزرگی است که خداوند بهت داده و مطمئنا لیاقتش رو داشته ای و اینهمه محبت هم برای چنین روزی ذخیره شده بوده! مطمئنم که ژرنسس کوچولو در بهترین شرایط رشد خواهد کرد داشتن ژدر و مادر و خانواده ای دلسوز بهترین موهبته که خدا رو شکر ملودی عزیز داره...مراقبى خودتون باشید. متاسفانه عکس ها برام باز نشدند!!! درضمن به ملودی باید بگیم...شب درازه...حالا می بینم که اگه قسمتش باشه و اونی که دوستش داره بیاد سرٍ راهش چه جوری عروس میشه!!![قهقهه]

نازی

سلام عزیزم..ماشالله به این دختر نازو دوست داشتنی هم اسم دختر برادر منم هست.بووووس.

نازی

چه دختر ناز وشیرینی.خداحفظش کنه.

مامان آرمیتا

سلام بر خلاف دختر شما دختر ما می خواد زودتر عروس شه.چون به نظرش شادترین و خندانترین آدم ها عروس ها هستند.به امید خوشبختی برای همه بچه های جهان[گل]