پرنسس با دقت و هوشیار

با سلام

یک مکالمه بین مامانی و بابایی و نقش پرنسس در این میان :

1- ملودی در حال بازی کردن

2- بابایی در حال رفتن به فوتبال از مامانی سراغ جورابهای ورزشیش را میگیره

3- مامانی در حال کار کردن در آشپزخانه آدرس جورابها را می ده

چند لحظه بعد ملودی با جورابها در وسط هال خونه ظاهر می شه و شروع می کنه که جورابها را پای بابایی بکنه

و دیدنی میشه اون موقع قیافه بابایی مهربون تعجبقلببغلماچ

به این می گن مهربونی بیش از حد و اندازه این پرنسس مهربون به بابایی و همچنین موارد زیادی هم در مورد مامانی.

پرنسس عزیز من عاشق کمک کردنه موقع غذا خوردن اون وسایلی را که می تونه میبره

هر کسی وضو می گیره سریع می ره جانماز را می یاره

ولی در کنار همه این خوبیها پرنسس عاشق ریخت و پاش کردنه یعنی گاهی اوقات واقعا نمیشه وارد اتاقش بشی انواع و اقسام پوشاک، اسباب بازی، cd های کارتونی، سبد توپ و ..... کف اتاق ریخته شده و ملودی هم وسط اونها نشسته و شدیدا مشغول بازیه.

خلاصه که خانمی شده این ملودی عزیز ما

اسم مامان و بابا و خودش را بصورت خیلی قشنگ بیان می کنه که آدم می خواد همون موقع بخورتش.

ملودی در حال یادگیری رنگهاست و فعلا دو رنگ آبی و قرمز را بطور کامل یاد گرفته تشویق 

این هم یه بوسه مخصوص فقط برای عزیز جون مهربون

عزیزم خیلی دلم واست تنگ شده، خیلی زود بیاین پیشمون

 

/ 5 نظر / 8 بازدید
خاله سمیه

الهیییییییییییی... قربون حس همکاری این خانوم کوچولوی ناز . چه عکسای قشنگی .... دستت درد نکنه که زود زود آپ می کنی

فافا

این دخمل همینجوری خودنیه دیگیه این چیزا رو تعریف نکن....می بوسمش محکمه محکم...[ماچ][ماچ]

خاله بروانه

ملودی جان برای خاله بروانه هم یک عکس یدونه باشه بفرست تا در جا فدای تو بشه .