پرنسس باهوش

پرنسس زیبای من هر روز یه کار جدید را یاد می گیره و یه تجربه جدید کسب می کنه. سوالکم کم داره اندامهای بدنش را می شناسه فعلا در حد شناختن چشم و گوش تمرین کردیم حالا کم کم داریم پیشرفت می کنیم ولی خودش علاقه عجیبی به شکمش داره و دائما دوست داره بلوزش را بزنه بالا و دستش را بکنه تو نافش و با یه زبانی که مختص به خودش هست یه چیزایی می گه که واقعا حالت جالبی داره من که وقتی ملودی را تو این حالت می بینم خندم می گیره. خنده

یکی از کارهای جدیدش اینه که وقتی احساس می کنه باید عوض بشه می یاد و فقط به من میگه ما (مامان) و شلوارش را نشون می ده و با اصرار و پافشاری مجبورم میکنه بلند بشم و خواستش را انجام بدم.

برس موهاش را برمی داره و می کشه به موهاش و عاشق اینه که حتما یه پارچه یا لباس روی سرش بندازه و باهاش بازی کنه اصلا انگار با اینکار تعادلش را بدست می یاره دگمه تمامی اسباب بازیها را یاد گرفته و همه را فشار می ده و با صدای آهنگ عملیات رقص و پایکوبی را انجام می ده و خلاصه این که کارهاش اینقدر جذاب و لذت بخشه که اصلا نمی فهمم روز چه جوری تموم می شه.

اینقدر فعالیت روزانم زیاده که وقت آزادم این موقع از شب است که با تمرکز بشینم و براش بنویسم و هنگام نوشتن وقتی یاد کارهاش می افتم بازم خندم می گیره و بابت داشتن این فرشته کوچولو خدا را هزاران مرتبه شکرگزارم.

 

 

/ 3 نظر / 6 بازدید
وانه

عشقم باشه.خودش باشه.یه دونه باشه.ملودی باشه.باهوش باشه.

وانه

طوری که خودم همیشه بهش میگم بخون که یدونه باشه .

fafa

خسته نباشي مامان پرنسس...تماس واسه عكس گذاشتن يادت نره