شیرین کاریهای پرنسس

خوشمزهبا قدری تاخیر دوباره اومدم خجالت

آخه این چند روز بابایی اومده بود و وقتی که اون می یاد که می دونی اوضاع فرق می کنه دیگه اینقدر مشغولیم که اصلا فرصت نگارش و این حرفا پیش نمی یاد .قلب

روز جمعه مراسم عقد دخترعموی مامانی بود و شما سرشار از شعف از اول تا آخر عقد را رقصیدی حرکات موزون دستها حرکت درجای پاها و در نهایت سرسری اونقدر شاد و خوشحال بودی که نگو البته یه شبهه مراسم عقد هم در موقع غذا خوردن داریم در روز حداقل سه بار یا پای آهنگ همسایه ها یا موقع دیدن طنز کودکانه یا در نهایت اگر هیچکدوم نبود پیامهای بازرگانی .

دیگه کاملا از حالت ایستاده خودت می شینی ولی از حالت نشسته حتما باید با کمک مبل و صندلی به حالت ایستاده در بیای امروز که یه کار جدید هم داشتی بلند کردم بالشت و جابجا کردن اون در طول خونه اونقدر این کار را با زحمت انجام می دادی که هر کی ندونه فکر می کنه مجبورت کردن کار کنی

خلاصه که کارهات هر روز جالب تر و قشنگ تر می شن عزیز دلم و من از دیدنشون قند تو دلم آب می شه که چقدر خوشبختم که تو را دارم و بابت داشتن تو از خداوند عزیزم بی نهایت سپاسگزارم.

 

 

/ 3 نظر / 5 بازدید
fafa

ای جانم انشاالله واسه عروسی خاله هم بیاد این پرنسس برقصه...می‌بوسمتون[قلب]

وانه

پرنسس خوشگل اینقدر که فعالیت میکینی لاغر میشی و وقتی خاله ببینه لاغر شدی نارا حت میشه.انشاالله همیشه سالم و خندون باشی.[لبخند]

مریم

خیلی کارات باحاله عسلی