شیرین زبون و مهربون

دختر زیباروی من نمونه واقعی یه دختر دلسوز و مهربونه البته تا به این سنش که اینطوریه امیدوارم وقتی هم که بزرگ شد همینطوری بمونه.

به عنوان مثال دیروز ظهر موقعی که می خواستیم بخوابیم من یه دفعه گفتم ملودی اینقدر زانوم درد می کنه ملودی هم بدون مقدمه گفت بزار من موهام مثل راپونزه بلند بشه دیگه نمی زارم از پله ها بیای بالا از پنجره برات می اندازم پایین تا خسته نشی قلبقلبقلب

علاقه شدیدی به آدمهای سالمند داره وقتی پیش پدرجون و عزیز بودیم دائما می گفت مامان ببین این پدرجون گناه داره آخه بابات پیره ببین خوابش می یاد، ببین خسته شده و ....

 عاشق این بود که پدرجون صداش کنه ملودی بابا آب بیار سریع می دوید لیوان را آب می کرد و یواش یواش می برد بعد هم که داشتیم از پیششون می اومدیم غصه این موضوع را می خورد که حالا من دارم می رم کی به پدرجون آب میده پیرمرد بیچاره خسته می شه بغل

یا مثلا در طبقه زیرین خانه ما یه خانم مسنی زندگی می کنه ملودی هر وقت می خواد بدوه یا بپر بپر بکنه یا خلاصه کاری که صدا ایجاد می کنه می گه خانم پیری که خواب نیست هنوز بیداره بغل (من عاشق اون شعور و مهربونیتم عزیز دلم) 

در مقابل خواسته هایی که داره و من انجام نمی دم بلافاصله گردنش را کج میکنه و با یه لحنی که آدم دلش واسش آب می شه می گه مامانی عزیزم خواهش می کنم اون موقع است که من سریع دلم به رحم می یاد و نمی تونم در مقابل این حرکت عکس العمل دیگه ای به غیر از اطاعت کردن انجام بدم.ماچ

این چندوقتی که پیش عزیز و پدرجون مهربون بودیم خاله پروین و دختر گلش هم پیش ما بودن به علت علاقه شدیدی که به ملودی دارن دائما در حال بوسیدن و چلوندن خانمی بود اونم با یه لحن خیلی بامزه می گفت مامانی به این خواهرت بگو اینقدر روی این لپهای من نیافته ببین ببین همش دونه زده خنده

دختر خاله پروین دائما بهش می گفت عشقم بیا پیشم یه چندباری بهش تذکر داد به من نگو عشقم ولی اون گوشش بدهکار نبود خلاصه یه دفعه گفت عشقم را آدم بزرگا به هم می گن تو باید به من بگی دختر خاله تعجب (اینم از اثرات دیدن فیلمهای گروه سنی بالاتر)

در ضمن حکم منکرات خونه را هم بازی می کنه وقتی من و بابایی کنار هم نشستیم یا با هم در حال صحبت کردنیم سریع می یاد بین ما دوتا جای خودش را باز می کنه و می گه ما با هم خانواده ایم ما سه تا خانواده ایم باید پیش هم بشینیم چشمک

 

 

 

/ 3 نظر / 10 بازدید
فافا

ای جانم...خدای من...این عسلک رو ببین....چقدر مهربون و بامزه است دخترمون...قربونش برم....قربون مهربونی هاش...

خاله سمیه

وااای عزیز دلمممممممممممممممممممممممممممم قربون این دختر مهربون و شیرین زبون برم من پس کی ما قراره این خانم خوشگله رو ببنیم!!! دلمون آب شد بخدا یه عالمه از طرف من ببوسش اما یواش . تا صورت مثل برگ گلش دونه نزنه [نیشخند]