Lilypie Kids Birthday tickers احوالات این روزهای ما - آهنگ زندگی ما پرنسسی به نام ملودی

آهنگ زندگی ما پرنسسی به نام ملودی
پرنسس زیبای ما در 30 اردیبهشت ماه سال 1388 با آوردن یه دنیا عشق و محبت به زندگی ما متولد شد
قالب وبلاگ

با سلام به همه دوستان گلم

من نمیدونم چرا اصلا فرصت نمی شه که بیای و چند کلمه ای بنویسی چشمت را که به هم میزنی زمان مثل برق و باد گذشته حالا نمی دونم برای من اینجوریه یا کلا نیمه دوم سال بعلت اینکه هوا خیلی زود تاریک می شه برای همه همینجوره. خلاصه فکر نکنین من تنبل شدم چشمکزبان

بالاخره اسباب کشی تموم شد ولی کلیات اسباب کشی تموم شد جزئیات همچنان ادامه داره و ما کماکان درگیر اون هستیم. خیلی مشکل بود ولی از طرفی تنوع هم به حساب می یاد.

ملودی هم در زمینه ریخت و پاش کردن خیلی کمک کرد  ولی خوب بعضی اوقات هم میاد و میگه منم می خوام کمکت کنم و لباسها را تا میکنه، سفره را جمع میکنه بستگی داره حالش چه جوری باشهماچ

نزدیک خونه یه پارک داریم که برنامه روزانه ما اینه که هر روز عصر از ساعت 5 بریم پارک. ملودی هر روز صبح که چشماش را وا می کنه اولین کلمه ای که میگه منو عصر پیاده ببر سرسره قرمز.

هر پارکی اسم مخصوص به خودش را داره سرسره قرمز ، سرسره آبی، کشتی و ....کلا هر مکانی را با مشخصه رنگی که داره توصیف می کنه.

در طول روز تا زمانی که ساعت 5 بشه من همبازی ملودی هستم یعن وقتی یه لحظه از کنارش بلند بشم که بخوام کاری انجام بدم سریع اعتراض می کنه که باید بیای بازی کنی ببین من برات بازی خوشگله آوردم.

 یعنی واقعا من به هیچ کاری نمی رسم و این موقع است که احساس می کنم که غریبی و تنهایی چقدر سخته اگه تنها یه نفر پیشمون بود ملودی اینقدر اطراف من نبود و من هم می تونستم حتی الامکان کارهای ضروری خونه را با یه آرامشی انجام بدم ولی خوب متاسفانه برای آماده کردن ناهار ظهر هم من اینقدر باید غر زدن های ملودی را بشنوم تا دوباره برگردم سر بازی.

خلاصه کارمون شده بازی و به قول پرنسس زیبای من بیا باهم بازی کنیم، شادی کنیم و وقتی هم گل دخترمون خوابه مامانی مثل فرفره کارهای مربوط به خودش را انجام می ده .

خوب اینم یه بخش از بزرگ شدن و بلوغ فکری دختر گل مامان هستش که باید طی بشه هر دوره ای از رشدش با یه سری از رفتارهای عزیزم باید مشغول باشیم که البته این مشغولیات برای مامانی و بابایی خیلی زیبا و قشنگه و اینو می دونیم که این دوره های بچگی دیگه تکرار شدنی نیست پس باید این اجازه بهش داده بشه تا اونجایی که می تونه بچگی کنه و خوش باشه و ما هم با خوشی اون خوش هستیم.

وقتی در حال بازی کردن اونقدر زیبا و قشنگ و از ته دل می خندی، وقتی توی پارک اونقدر با انرژی و سرحال از سرسره بالا می ری و توی چمنها می دوی من و بابایی هم غرق در تماشای تو خستگی روزانه را فراموش می کنیم و با تو بچه می شیم و چه حس خوبیه این تجربه دوباره.

 

[ دوشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩۱ ] [ ٧:٠٤ ‎ق.ظ ] [ ملودی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

صفحات اختصاصی
موضوعات وب
امکانات وب