Lilypie Kids Birthday tickers آهنگ زندگی ما پرنسسی به نام ملودی

آهنگ زندگی ما پرنسسی به نام ملودی
پرنسس زیبای ما در 30 اردیبهشت ماه سال 1388 با آوردن یه دنیا عشق و محبت به زندگی ما متولد شد
قالب وبلاگ

 تو اومدی و دنیا

هیچی دیگه کم نداشت

خوشگل و خوشحال بود

غصه نداشت، غم نداشت

تو اومدی به دنیا

در ماه اردیبهشت

تو یک فرشته بودی

دنیای ما شد بهشت

هدیه و شمع و خنده

جشن و چراغ و پولک

گل قشنگ و نازم

تولدت مبارک

 

 

زیباترین لحظه و زیباترین تصویر را زمانی دیدم که ملودی عزیزم در آن گهواره شیشه ای در کنارم آرام خوابیده بود و من با عشقی که همراه با دلهره بود به او نگاه می کردم.

 عشقی که روز به روز و ثانیه به ثانیه زیاد می شود و دلهره ای که همیشه با من همراه است برای روزهایی که پیش رو داری.

 این فقط حرف نیست یه حقیقت است من عشق را با آمدن تو به زندگیم به طور واقعی درک کردم ، تو یه تکه از وجودم هستی که در 30 اردیبهشت ماه از وجودم جدا شدی و خواستی زندگی را تجربه کنی تو از من جدا شدی ولی من هرگز از تو جدا نشدم من هنوز هم تو را با روحم و جسمم احساس می کنم تو در درون من جاماندی برای همین است که می گویم عشقت با دیگر عشقها متفاوت است من با وجود تو نفس می کشم .

تو راه و رسم عشقبازی را خیلی ساده و زیبا و خیلی خالصانه بلدی وقتی با اون زبان زیبایت به من می گی مامان عاشقتم . مامان خودتو خیلی دوست دارم من دیگه احساس می کنم هیچی توی دنیا کم ندارم .

خدای عزیزم به خاطر داشتن پرنسس زیبایمان و به خاطر لیاقتی که نصیبمان کردید که این فرشته زیبا ما را مامان و بابا خطاب کند بی نهایت سپاسگزاریم و سلامتی و سعادتمندی این هدیه الهی را از درگاهتان خواستاریم. 

[ شنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ ] [ ملودی ] [ نظرات () ]

با سلام

روز زن و روز مادر را به تمامی زنان و مادران عزیز تبریک عرض می کنم و از خداوند متعال بهترین ها را به همراه طول عمر با عزت برای تمامی عزیزان خواستارم.

مامان عزیز خودم عاشقانه هایم را پذیرا باش خیلی زیاد دوستت دارم و همیشه آرزوی سلامتی وجود عزیزت را از خداوند خواستارم. همیشه مدیون مهربونیهات هستم و هیچوقت قادر نیستم حتی یک ذره اش را جبران کنم. فقط امیدوارم که بتونم برات فرزند خوبی باشم و لااقل دل نازنینت را هیچوقت نشکنم. دلی که هیچ کینه و دلخوری توش وجود نداره و مثل آینه صافه. مامان نازم روزت مبارک امیدوارم هرچی توی زندگی می بینی خوشی و شادی باشه.

ملودی عزیزم، برات می نویسم تا وقتی در آینده شروع به خواندن نوشته هات می کنی اینو بدونی که خیلی عاشقتم و همیشه در طول زندگی به خوشبختی و موفقیت تو فکر می کنم و از خداوند می خوام که همیشه حافظ تو دختر نازم باشه.

پرنسس من وقتی به من هدیه شدی بسیار ناتوان بودی، ناتوان ترین موجودی که توی زندگیم دیده بودم ولی من با محبت و عشقی که بهت دادم جون گرفتی و کم کم داری مراحل رشد خودت را طی می کنی این موضوعی که گفتم نه به خاطر اینکه بهت بگم خیلی برات زحمت کشیدم که این فقط وظیفه مادری بوده که انجام دادم ولی اینو گفتم که بدونی وقتی من هم مثل تو ناتوان شدم لااقل به من اخم نکنی و عشقت را هیچوقت ازم دریغ نکن.

[ شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٤:۳۱ ‎ب.ظ ] [ ملودی ] [ نظرات () ]

با سلام به همه دوستای گلم

ماه اردیبهشت را خیلی دوست دارم بخاطر اینکه اکثر اتفاقهای مهم و خوب زندگیم توی این ماه اتفاق افتاده که یکی از این وقایع خوب تولد پرنسس گلمه. تشویق

کم کم داریم به روز موعود نزدیک می شیم .هورا

 من دوباره یه حس و حال عجیبی پیدا کردم همیشه از ابتدای ماه اردیبهشت خاطرات روزهای با ملودی بودن را در سال 88 ناخودآگاه مرور می کنم و هیچوقت هم برام عادی و یا تکراری نمی شه تمام اون 8 ماه به یک طرف ولی ماه آخر از اولین روز تا آخرین روزش مثل یه فیلم سینمایی جلوی صورتمه و هیچوقت از یادم نمیره. اون انتظار شیرین، اون سنگینی بیش از اندازه، اون اضطرابهای خطرات احتمالی و ...

الان که عزیز دلم داره روز به روز جلوی چشمام قد می کشه و بزرگ میشه، الان که مثل یه طوطی برام صحبت می کنه و الان که حس انتخاب داره و خودش نظر میده که باید چی کار بکنه و الان که ....

من و بابایی مهربون روز به روز بیشتر می فهمیم که زندگی با ملودی چقدر زیباست و واقعا خوشحالیم که شبها با بوسه شب بخیرش می خوابیم و صبحها با بوسه صبح بخیرش از خواب پامی شیم. و این وابستگی روز به روز زیادتر می شه .

 تازه یاد مامان و بابای گل خودم افتادم که وقتی بهم می گفتن آخه ما به تو خیلی وابسته ایم من معنی این وابستگی را تا امروز اینطور نفهمیده بودم. 

شیرینی در کنار بچه بودن حتی اگه بزرگ بشه و برای خودش زندگی مستقلی را داشته باشه باز هم لذت بخشه و من تازه دارم به این نتیجه میرسم .

اصلا قصد نداشتم که این پست را اینطوری بنویسم  اتفاقا می خواستم از شیرین زبونی های پرنسس گلم بنویسم ولی نمی دونم چطور شد که یهو دلم تنگ شد.

خوب اینم یه جورشه دیگه یه پست احساساتی اونم از نوع رقیقش چشمک 

[ چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱:٢۱ ‎ب.ظ ] [ ملودی ] [ نظرات () ]

با سلام

از خودم متعجبم که ایندفعه چقدر زود آمدم تا پست جدید را بنویسم متفکرحالا درجه شوری چشمم چقدره نمی دونم .چشمک

ولی از ابتدای سال با خودم عهد کردم که در هر ماه حداقل دو پست را بنویسم در فروردین ماه که موفق نشدم بیشتر از یکی بنویسم حالا بقیه را ببینیم و تعریف کنیم امیدوارم موفق بشم .

ملودی برای هر روزش برنامه ریزی دقیقی کرده  هر روز از ساعت 7 الی 8:30 بعدازظهر باید حتما بره پارک و به زبون خودش می خوام سو رسر کنم  و علاقه بسیار زیادی به سرسره داره و به محض اینکه بابایی مهربون از سرکار می یاد خونه سریع می گه من آماده بشم بریم پارک سرسر و این برنامه عینا هر روز باید تکرار بشه حتی یک روز هم نباید از قلم بیفته چون ناخودآگاه اون چهره ملودی که معمولا خیلی دیر به دیر پیدا می شه شکوفا می شه.مژه

ملودی علاقه شدیدی به کتاب خوندن داره یعنی اکثر اوقات یا داره برای خودش کتاب می خونه یا برای عروسکاش اکثر کتابهاش هم از حفظه و کتاب را می گیره جلوی صورتش و تند تند شروع می کنه به خوندن . اینقدر بامزه این کار را می کنه که من واقعا می خوام همونجا بخورمش و همینجور دلم واسش آب می شه.ماچقلب

زمانی هم که من می یام یک کمی بشینم سریع کتابها را می یاره و می گه بیا با هم بخونیم و ما باید با هم کل این همه کتاب را بخونیم و این قضیه شب با بابایی مهربون هم تکرار می شه خدا به من رحم کرده وقتی بابایی مهربون می یاد خونه شیفت من به پایان می رسه چون پرنسس علاقه شدیدی به بابایی داره.بغل

ملودی عزیزم یه دوست خیلی خوب داره که خیلی زیاد بهش علاقه داره و دائما توی خونه راجع بهش با من صحبت می کنه و دائما می گه پانتایای گلم این کار را کرد، پانتایای گلم را دوست دارم (پانتایا = پانته آ).قلب

چون این دوست عزیز در همسایگی ما هستند یکی از برنامه های روزانه هم البته اکثر روزها نه تمام روزها باید با هم بازی کنند یا حالا خونه هم می رن یا دم در خونه با هم بازی می کنند.

 خلاصه که علاقه شدیدی به دوستش داره و این اولین دوست پرنسس گلم هست که انتخاب کرده امیدوارم تا آخر برای هم دوستای خوبی باقی بمونن. بغل

پینوشت: با شوخی بهش می گم ببین پانته آ اومد چقدر شیطونی کردین و خونه را ریختین به هم در جواب می گه ما که شیطونی نکردیم ما فقط بازی کردیم.تعجب

 

[ یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ ] [ ملودی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

صفحات اختصاصی
موضوعات وب
امکانات وب